تفاوت حسی موسیقی غربی با موسیقی سنتی ایرانی

فرق موسیقی سنتی با موسیقی غربی

 

 

 

      با این که خودم همیشه هرنوع موسیقی رو گوش میدم از پاپ و راک و جاز و رپ و کلاسیک و بدون کلام و باکلام و فولکلور و محلی و  ملل و سنتی و آواز، و بسته با حال و احوالاتم گوش به یکی از اونها فرا میدم و سرجاش واقعا لذت وافری میبرم اما هرموقع توجه کردم دیدم که موسیقی که از غرب نشأت گرفته از جمله راک و جاز و پاپ و حتی تا قسمتی کلاسیک، تخیلم رو پر مشغله میکنه، ضربان قلبمو بالا میبره، درونم دچار تشویش میشه و بعد از پایان شنیدنم دچار رخوت و افسردگی گاها پوچی میشم.

   البته اظهر من الشمس که من در مقام خوب یا بد جلوه دادن هیچ کدوم از سبکا نیستم چون همه قسمتی از هنر هستن و هنر ذاتا خوب وبد بردار نیست و هر سبکی از هنر جلوه ایی از حقیقت رو برملا میکنه و ذاتا و فی نفسه ارزشمند هستن.

   اما خوب یک اینجور حسی بهم دست میده، نمیدونم شاید فقط برای من اینجوری باشه اما تاجایی که میدونم و دوستام صحبت کردم اوناهم با من هم رأی اند، البته من احتمال میدم این نشأت گرفته از روح شرقی و ایرانی من باشه با پشتوانه تربیتی و اسلامی و محیطی که در اون رشد کردم.

   و از این طرف هرموقع موسیقی سنتی گوش میدم، مثلا دستگاهایی مثل سنتور و تار و تمبک و نی و کمانچه و دف و ... یا آواز سنتی، درطی شنیدن اون نه تنها تخیلم مشغول نمیشه و ضربان قلبم بالا نمیره بلکه به شدت آروم میشم و انگار تشتی از آب خنک رو رو سرم خالی میکنن دچار آرامش خاصی میشم و به شدت به تفکر و تأمل در باب انسان و خدا و زندگی بعد از مرگ و عشق و وا داشته میشم. بعد از شنیدن هم که خود به خود به سکوت واداشته میشم و سعی میکنم چند دیقه ایی اصلا حرف نزنم و میشینم و باخودم میگم تاحالا برای آخرتم برای جبران فرصتایی که از دست دادم چکار کردم. شاید فک کنید که دارم اغراق میکنم اما واقعا در مورد من مشخصأ اینگونه است. 

   البته اصلا منکر ارزش های موسیقی از جمله راک و رپ و پاپ و جاز نمیشم چون موسیقی هایی که ذکر کردم آدم رو به تحرک و ورزش وا میداره و باعث تخلیه هیجانی مخاطب میشه و اگر در یک محیط باز که جای تحرک باشه، شنیده شن به شدت برای تخلیه هیجانی و یک رفرش دوباره برای انسان مفیدن و هم چنین گاهی یک شعری که در قالب رپ یا راک و ... خونده میشه دارای تاثیرات مفید اجتماعیه که با انتقاداتی که توشون صورت میگیره باعث رشد و آگاهی جامعه میشن. اما خب نمیدونم یه اینجور حسی من نسبت بهشون دارم. شایدم اگه به یه اروپایی اینا رو بگم اون بگه اتفاقا برعکس! اما استنباط من اینه که اگه یه آواز سنتی برای یه آمریکایی یا اروپایی بزاری همین حس منو داشته باشه و گفتم رو تصدیق کنه. 

    من احتمال میدم که ما ایرانی ها به دلیل اینکه فرهنگمون با عرفان و اسلام گره عجیب و سختی خورده اینجور هستیم، یعنی گام ها و دستگاه های موسیقی سنتی همیشه گرایشی به معنویات و روحیات و مسائل آسمانی و ملکوتی داره و تصویرگر خروج از مادیات و مشغله های دنیویه و گرایش به عشق های آسمانی و ملکوتی داره و این مسئله اونجایی پررنگ و درخشان میشه که همراه موسیقی، آوازی همراه میشه که داره اشعاری رو میخونه که یک سره و تام و تمام دم از معرفت و عشق و خدا و بهشت و کنار گلگشت مصلا و ملکوت و فرشته و مجردات و عرفان و پیر مغان و پیر طریقت و مرگ و اتحاد و وحدت وجود و تفکر و توکل و شاهد و ساقی و ... اینجور چیزا میزنه.  ولی شما اگه موسیقی های که در سبک غربی هستن و حتی دستگاهای موسیقی  و حتی آلات موسیقی مثل گیتار و گیتار برقی و فاگوت و ویولا  و ویلنسل، کنترباس، فلوت، ترومپت و پیانو توجه کنید حس آرامش بخش عجیبی که موسیقی سنتی داره، ندارن.

    اما نکته بسیار قابل توجهی که وجود داره اینه که وقتی با آلات غربی، دستگاه های ایرانی زده میشه همون حس آرامش بخش رو داره یعنی رنگ ایرانی بودن به خودشون میگیرن، مثال های بولد و درخشان اون استادان بزرگی مثل مرحوم جواد معروفیه که پیانوی سنتی اون الحق والانصاف عزیز و دلکش و ایرانیه، یا وقتی مرحوم استاد پرویز یاحقی موسیقی سنتی رو با ویولون میزنه آدم شک میکنه که این ساز غربی باشه. پس همه چه از دستگاه ها و گام های موسیقی سنتی ایرانی ناشی میشه و به نظر شخصی بنده این دستگاه ها و گام ها نیز نشأت گرفته از روحیه ی والا و بسی ارزشمند فرهنگ و تمدن ایرانیه که همیشه و از روزهای نخستین تمدن ایران، ایرانی ها مردمانی یکتاپرست و با گرایش عجیب و سختی که به ساده زیستی و خانواده و ترجیح رشد روحی ومعنوی و عقلانی به جای رشد مادی و فیزیکی  که داشتن. 

   اما من بدون تعارف و بی تعصب میگم که اینها همه نظرات شخصی و ذوقی بنده هست که البته شاید برخی از شما دوستان لطف داشته باشید و برخی از اونا رو درست و مستدل بدونید. و اگر احیانا نظری در این مورد چه مخالف و چه موافق داشته باشید مطمئن باشید که با گوش جان پذیرا هستم.

کوچکترین شما حمید خسروانی
 


منبع این نوشته : منبع
موسیقی ,سنتی ,میشه ,ایرانی ,میشم ,اینجور ,موسیقی سنتی ,نشأت گرفته ,سنتی ایرانی ,داشته باشید ,ملکوتی داره

تکرار مکررات...

تکرار مکررات...

  کاش میتونست اگر نه برای همیشه حداقل برای لحظه ایی از خود، از ملال، از تکرار لحظه ها جدا شد. از این ثانیه هایی که هرچند تصاویر متنوعی نشون میدن، اما فاقد هر نوع معنایی هستن. از این آدمایی که شکل های مختلفی دارن اما وقتی بازشون میکنی هیچی پیدا نمیکنی. مدتیه روزهای سفید هفته رو ورق میزنم اما فارغ از حتی یک جمله یا یک نقطه. هرچی هفتا دیوار پولادین هفته رو  پتک میکوبی روزن نوری پیدا نمیشه. هرچی با اژدهای دوسر شب و روز میجنگی همیشه ضربه فنی میشی. هرچی مسیر تاریک و سیاه زندگی رو جلو میری یه چراغ  نمیبینی، کاش میشد حداقل لحظه ایی از بودن و هستی، طلاق گرفت و  با نیستی و عدم ازدواج کرد و از این همه غر زدنای پوچی و ملال راحت شد.

   چقدر ساده و بچه ان اونا که میگن زندگی معنا داره، زندگی خوبه، خوش به حالشون خدایا، چقد اینا از دنیا و ملالش فارغن.

    از تکرار خوردن، خوابیدن، تکرار بیدار شدن و دیدن  لحظه های تکراری، تکرار روزها، هفته ها، تکرار نماز، تکرار دیدن آدمای تکراری، تکرار کار، تکرار بهار و تابستون، تکرا دیدن خود در آینه، تکرار من، تکرا تو، تکرار او، تکرار شب، تکرار روز، تکرار ملال، تکرار پوچی،تکرار کلمه ی تکرار، تکرارِ تکرار، تکرار، تکرار، تکرار آخ بازهم تکرار، تکرار، تکرار...

    تا حالا براتون پیش اومده هرکی ازتون میپرسه چتونه؟ تو هرچی فک میکنی دلیل درستی پیدا نمی کنی برای افسردگیت بهشون بگی. اما به شدت از زندگی، از آدما، از خودت، از قیافت، از تکرار و ملال، دلفسرده و ناراحتی.

    هرکی یه پیشنهاد بهت میده، یکی بهت گوش دادن موسیقی رو پیشنهاد میکنه اما هرچی موسیقی گوش میکنی اونم از انواع ژانرای موسیقی اما آخرش نتیجه عکس میبینی حتی بدترتم میکنه چون بعضیاشون شادن، بعضی شادترن بعضی غمگینن و بعضی غمگین تر و آخر سر چیزی جز تفرقه و ملال نصیبت نمیشه. یکی سفر و پیکنیک پیشنهاد میکنه اما میری و بر میگردی دوباره اوضاع همونه که هست، چون اونجا، مسیر جاده، آدمای تو راه، آدمای همراه همه تکرارین، همه  یکین فقط شکلشون برات عوض میشه. یکی میگه با دوستت حرف بزن اما اونم نه تنها نمیدونه چته بلکه آخر متوجه میشی اونم خودش هزار تا مشکل داره. دوست مذهبیت میگه تو مشکلت دعا و نمازو ازین جور چیزاست پس یه کم قران بخون یه کم نماز مستحبی بخون، ذکر بگو اصلا برو سراغ عرفان باید با عرفان آشتی کنی اما هرچی اونا رو هم انجام میدی میبینی آخرش میپرسی که چی؟ یا میبینی هیچی به سراغت نمیاد، هیچ روزنه ایی بهت نمیدن، هرچی با خدا هم حرف میزنی آخه نمیدونم چرا یه کم کمکت نمیکنه، آخه خدایا شکرت! تو دیگه چرا! تو که از خودمونی! 

    آخرش راهی جز نوشتن پیدا نمیکنی، نوشتنم که هیچ کمکی نمیکنه، فقط کمکت میکنه به بقیه بفهمونی چته هرچند نه نوشتن نه خوندنش و نه خوانندش هیچ کاری از دستشون بر نمیاد.

 

حمید خسروانی

 


منبع این نوشته : منبع
تکرار ,هرچی ,تکرار، ,میکنه ,لحظه ,پیدا ,تکرار، تکرار، ,پیشنهاد میکنه ,تکرار، تکرار ,تکرار مکررات ,تکراری، تکرار ,تکرار، تکرار، تکرار

روش های جدید تقویت زبان به خصوص مکالمه:


چرا صحبت‌کردن به زبان انگلیسی این‌قدر مشکل است؟

شما بسیاری از کلمات را بلدید، حتی بارها آنها را شنیده‌اید؛ با استفاده از تکنیک‌های مختلف یادگیری این لغات را تمرین کرده‌اید؛ احتمالا می‌توانید فکر کنید که چه می‌خواهید بگویید ولی لغات مورد نظر در دهان‌تان نمی‌چرخد؛ در این مقاله بررسی می‌کنیم که چرا این مهارتِ به ظاهر آسان، این‌قدر مشکل ایجاد می‌کند؟ و راه‌هایی برای یادگیری مکالمه زبان انگلیسی به شما معرفی می‌کنیم.

 


چرا یادگیری مکالمه زبان انگلیسی سخت است؟


برای پاسخ‌دادن به این سؤال، باید بدانید که یادگیری زبان از دو بخش تشکیل شده: ورودی و خروجی.

ورودی یعنی گوش‌ دادن و خواندن –همه‌ی اطلاعاتی که به زبان انگلیسی جذب می‌کنید. خروجی یعنی نوشتن و صحبت‌کردن. بخش خروجی معمولا برای افراد سخت‌تر است، بنابراین در این مقاله بیشتر در مورد این بخش صحبت خواهیم کرد.

وقتی نوبت صحبت‌کردن می‌رسد و برای برخی افراد نوبت نوشتن، قفل‌کردن ذهن باعث کندی در صحبت‌کردن می‌شود. شما جمله‌ی ساده‌ای در ذهن‌ دارید، اما به دلیلی گفتن آن برای‌تان بسیار سخت می‌شود؛ گویا زبان اصلا برای گفتن آن نمی‌چرخد. حال ببینیم چرا این اتفاق می‌افتد:

چون به‌اندازه‌ی کافی ورودی واقعی ندارید
وقتی که در جایی هستید که به زبان انگلیسی خیلی صحبت نمی‌شود و شما می‌خواهید مکالمه‌ی انگلیسی یاد بگیرید، ممکن است دریافت ورودی واقعی به زبان انگلیسی سخت باشد. پس چطور می‌توانیم تقریبا مانند یک انگلیسی‌زبان صحبت کنیم؟

کتاب‌های درسی -به همراه سایر منابع آموزش زبان انگلیسی، برای کسانی که زبان اول‌شان انگلیسی نیست – کاری می‌کنند که مکالمه زبان انگلیسی ساده‌تر و روان‌تر به‌نظر آید. در این منابع، اصطلاحات،‌ زبان روزمره، لهجه، سرعت زیاد مکالمه و نکات غلط گرامری حذف می‌شوند، تا درک آسان‌تری از زبان انگلیسی برای شما ایجاد شود.

قبل از اینکه تمرین مکالمه را شروع کنید، باید تمرین درک زبان انگلیسی واقعی را شروع کنید.

خوشبختانه، FluentU برای همین هدف ساخته شده. FluentU ویدئوهای واقعی مانند مصاحبه، مکالمه، برنامه‌های خبری و سخرانی‌های انگیزشی درست می‌کند و آنها را به درس‌های زبان به صورت شخصی‌سازی‌شده در اختیارتان قرار می‌دهد. کافی است شما فقط راحت بنشینید و ویدئو را به همراه زیرنویس آن نگاه کنید.

همچنین شما می‌توانید از ابزار یادگیری تعاملی مانند فلش‌کارت‌ها و لیست‌های لغت استفاده کنید. همه چیز شخصی‌شده تا با سبک یادگیری و سطح دانش زبان انگلیسیِ شما هماهنگ باشد. سطح دانش زبان انلگیسیِ شما از روی ویدئوهایی که تماشا کرده‌اید، تعیین می‌شود. این برنامه برای تمرین مکالمه زبان انگلیسی بسیار مناسب است.

 

مهارت مکالمه از همه کمتر تمرین می‌شود

شاید شما کمتر مکالمه تمرین می‌کنید و ترجیح می‌دهید موقع صحبت‌کردن، بیشتر ساکت باشید و گوش بدهید. دلیلش شاید این است که به‌اندازه‌ی کافی برای صحبت‌کردن اعتماد‌ به‌ نفس ندارید. یا شاید به این دلیل است که در خانه یا در کلاس زبان انگلیسی بیشتر زمان یادگیری شما برای خواندن، نوشتن و شنیدن صرف می‌شود. اگر یک همراه مکالمه‌ی خوب نداشته باشید، یا اینکه در یک کشور انگلیسی زبان زندگی نکنید، تمرین‌کردن مکالمه زبان انگلیسی ممکن است خیلی سخت باشد.

برای همین است که عموما، این نوع از خروجی کمتر از همه تمرین می‌شود. ممکن است فکر کنید مکالمه با افراد خیلی آسان باشد، ولی بیشتر مواقع این‌طور نیست.

مکالمه زبان انگلیسی ممکن است استرس‌آور باشد


خوب، حالا در جمعی قرار گرفته‌اید که همه به زبان انگلیسی حرف می‌زنند. به حرف‌های آنها گوش می‌دهید، می‌فهمید چه می‌گویند و دوست دارید با آنها وارد مکالمه شوید.

ولی وقتی باید صحبت‌کردن را شروع کنید، آن‌قدر عصبی می‌شوید که کف دست‌تان عرق می‌کند. اگر کلمه‌ای را اشتباه بگویید یا غلط داشته باشید مردم چه فکری می‌کنند؟ اگر حرف شما را نفهمند چه؟ اگر باعث شوید مکالمه‌ای که تا قبل از این برای افراد خوشایند بود سرد شود، چه می‌شود؟

همه‌ی اینها نکات معمول و قابل درکی هستند که باعث می‌شوند موقع صحبت‌کردن نگران شوید. این موضوع است که باعث می‌شود صحبت‌کردن، سخت‌ترین بخش زبان‌آموزی باشد. پس ناراحت این مسئله نباشید، کاملا طبیعی است. کارهای زیادی هست که می‌توانید برای غلبه به این مشکل انجام دهید.

 

شش راه برای تمرین مکالمه زبان انگلیسی در هر روز:


۱. از فناوری مورد علاقه‌ی خود استفاده کنید
پیشرفت فناوری باعث شده زندگی ما آسان‌تر شود. کارها، مخصوصا یادگیری زبان انگلیسی با استفاده از فناوری، کارآمدتر انجام می‌شوند. مطمئنا می‌توانید بدون استفاده از فناوری هر کدام از جنبه‌های زبان را تمرین کنید (خواندن، نوشتن، صحبت‌کردن و شنیدن). ولی رایانه، تلویزیون، گوشی هوشمند و تبلت به ما کمک می‌کنند تمرین یادگیری را سرعت ببخشیم و کارها را سریع‌تر و مؤثرتر انجام بدهیم.

حال چگونه می‌توانید برای تمرین مکالمه زبان انگلیسی از فناوری کمک بگیرید؟

وقتی از گوگل استفاده می‌کنید، از گزینه‌ی «صحبت‌کردن» استفاده کنید. اگر به همراه دستگاه خود میکروفون دارید، مثلا گوشی هوشمند یا کامپیوتر، خیلی راحت می‌توانید از این مورد استفاده کنید. ببینید که گوگل حرف شما را متوجه می‌شود و کلمات درست را سر جای خود می‌نویسد یا نه.
کسی را پیدا کنید که با او به‌صورت آنلاین انگلیسی صجبت کنید، وبسایت‌هایی مانند My Language Exchange برای این کار مناسب هستند.
در skype با دوستان و اعضایی از خانواده که می‌توانند انگلیسی صحبت کنند، مکالمه کنید.
با استفاده از برنامه‌های پیام‌رسانی مانند WhatsApp چت کنید، و پیام‌های صوتی کوتاهی را برای دوستان به انگلیسی ضبط کنید.


۲. از وبسایت Verbling Community استفاده کنید


وبسایت Verbling Community چند گروه چت با اندازه‌های متفاوت است. اندازه‌ی گروه‌ها به این بستگی دارد که سازنده‌ی گروه اجازه‌ی حضور چند عضو را بدهد. سازنده‌ی گروه همچنین می‌تواند سطح توانایی‌ها را تعیین کند؛ به این معنی که افراد می‌توانند گروه‌هایی به‌وجود بیاورند که برای نیازهای زبانی خودشان مناسب است. می‌توانند انتخاب کنند که دوست دارند با دو زبان‌آموز پیشرفته یا چهار زبان‌آموز مبتدی صحبت کنند.

می‌توانید از این وبسایت به‌طور رایگان برای صحبت با انگلیسی‌زبانان یا با زبان‌آموزان انگلیسی صحبت کنید. افراد اشتباهات شما را درست می‌کنند و کسی قضاوت منفی در مورد اشتباهات شما ندارد. همه زبان‌آموز هستند و شما را درک می‌کنند.

موضوع بحث‌ها کاملا آزاد هستند؛ در مورد هر موضوعی که می‌خواهید، می‌توانید حرف بزنید. سازنده‌ی گروه نیز می‌تواند موضوع بحث را انتخاب کند.

معمولا همه با سلام و احوال‌پرسی شروع می‌کنند، برای همین، این بخش از مکالمه‌ی انگلیسی خیلی برای‌تان آسان خواهد شد. احوال‌پرسی‌کردن با مردم به زبان انگلیسی برای‌تان مثل آب خوردن می‌شود!

به مرور زمان که بیشتر و بیشتر حرف می‌زنید (بدون اینکه از اشتباهات خود خجالت بکشید)، می‌بینید که مکالمه زبان انگلیسی شما خیلی پیشرفت کرده. پیشرفت در مکالمه، یعنی اینکه آماده هستید به مرحله‌ی بعدی بروید و مکالمات پیشرفته‌تری را شروع کنید.

۳. از Hello Talk استفاده کنید


Hello Talk یک برنامه‌ی متن-محور است که با استفاده از فرمت پیام‌رسانی، مکالمه زبان انگلیسی را به شما می‌آموزد. در این برنامه، شما با انگلیسی‌زبانانی آشنا می‌شوید که می‌توانید با آنها بر اساس توانایی‌های خود مکالمه داشته باشید.

هر زبانی را می‌توانید برای این برنامه انتخاب کنید. خوشبختانه بیشتر افراد مثل شما این برنامه را برای تمرین زبان انگلیسی استفاده می‌کنند. بنابراین تعداد زیادی از افراد هستند که می‌توانید با آنها تمرین کنید. ولی اگر خواستید فقط صحبت‌کردن انگلیسی را تمرین کنید، این برنامه چطور می‌تواند به شما کمک کند؟

یک گزینه‌ی فوق‌العاده روی کیبورد هست که به شما اجازه می‌دهد پیام‌های صوتی برای دیگران بفرستید. آنها هم می‌توانند با پیغام صوتی به شما پاسخ دهند، اما اگر طرف مقابل پاسخ را به صورت صوتی ارسال نکرد، خود برنامه می‌تواند این پیام‌ها را برای شما بخواند. صدای برنامه خیلی واضح است و می‌تواند در تلفظ کلمات به شما کمک کند.

۴. برنامه‌ی WordReference Dictionary را دانلود کنید


WordReference ابزاری مناسب برای زبان‌آموزان است. این برنامه فراتر از یک فرهنگ لغت است و فایده‌های دیگری هم دارد. برای مثال هر جا بروید با شما می‌آید. دیگر لازم نیست یک کتاب سنگین را با خود حمل کنید و ساعت‌ها وقت بگذارید تا به دنبال کلمات بگردید. WordReference از سایر برنامه‌های مشابه بهتر عمل می‌کند، چون دو ویژگی دارد که به شما مجال تمرین مکالمه می‌دهد:

اول اینکه این برنامه لغت‌ها را برای شما می‌خواند. این امکان به تلفظ شما خیلی کمک می‌کند، اما برای استفاده‌ی بهتر از این ابزار در جهت تقویت مهارت مکالمه‌، باید کلمه را دقیقا مانند تلفظ برنامه تکرار کنید. می‌توانید لهجه‌ی بریتانیایی یا آمریکایی را برای برنامه انتخاب کنید.

امکان دوم این است که می‌توانید به آسانی لغات را جست‌وجو کنید و ببینید که در یک متن چطور از این کلمات استفاده می‌شود. هر زمانی که به دنبال کلمه‌ای می‌گردید، برنامه هم معنی آن کلمه و هم یک جمله به عنوان نمونه به شما نمایش می‌دهد. این مثال فقط یک جمله اولیه نیست، بلکه جمله‌های واقعی از تمام جهان است که به شما نشان می‌دهد، این کلمه چطور مورد استفاده قرار می‌گیرد. به این ترتیب هرگز در مورد استفاده‌ی درست از کلمه شک نمی‌کنید.

به‌علاوه، اتاق‌های گفت‌وگویی هستند که در آن زبان‌آموزان می‌توانند سؤالات خود را از هرکسی در دنیا بپرسند و افراد پاسخ آنها را می‌دهد! می‌توانید به این اتاق‌های گفت‌وگو سر بزنید تا توضیحات انگلیسی‌زبانان در مورد استفاده از کلمات انگلیسی را بخوانید. این امکان به شما کمک می‌کند، زمینه‌های فرهنگی در استفاده از کلمات را متوجه شوید.

همه‌ی این امکانات برای تمرین صحبت‌کردن بسیار مناسب هستند چون می‌توانید جمله را بلند برای خودتان تکرار کنید یا می‌توانید زمانی را به یاد آورید که این جمله در جایی استفاده شده و شما متوجه نشدید که چرا این کلمه به کار رفته.

۵. روز خود را مانند یک برنامه‌ی مستند تلویزیونی روایت کنید
گاهی‌اوقات می‌خواهیم از فناوری‌های اطراف خود فرار کنیم! نگران نباشید، روش‌های جالب و خلاقانه‌ی زیادی برای تمرین مکالمه زبان انگلیسی، بدون استفاده از فناوری وجود دارد.

برای مثال، تا حالا فکر کرده‌اید که اگر زندگی‌تان یک برنامه مستند تلویزیونی بود، چه می‌شد؟

در طول روز، با توضیح‌دادن کارهایی که انجام می‌دهید، مردم و مشکلاتی که با آنها مواجه هستید، می‌توانید مکالمه‌ی انگلیسی را تمرین کنید. طوری با خود حرف بزنید که انگار میلیون‌ها بیننده در مقابل شما هستند و دوست دارند در مورد زندگی شما بدانند. اگر چیزی در مورد بخشی از زندگی برای‌تان سخت بود، در مورد این حرف بزنید که چطور غلبه بر آن مانع، برای شما سخت یا آسان بود.

زمانی که آشپزی می‌کنید، توضیح دهید که چه می‌پزید و دستور پخت آن چیست. مرحله‌به‌مرحله پخت را توضیح دهید و بگویید چرا این غذا را دوست دارید. وقتی یک برنامه ورزشی نگاه می‌کنید، سعی کنید اتفاقات مسابقه را مانند یک گزارش‌گر واقعی توضیح دهید.

این تمرین مکالمه، هم جالب و هم مؤثر خواهد بود. می‌توانید از آن برای موضوعات مهمی که در طول روز به آن فکر می‌کنید، استفاده کنید. می‌بینید که وقتی به کلمات نیاز دارید چه تعداد از آنها را می‌توانید به خاطر بیاورید. می‌فهمید که کجا گیج می‌شوید و کدام نکات گرامری موقع صحبت‌کردن برای شما سخت‌تر است.

وقتی مجبورید حرف خود را به این دلیل که لغتی را به یاد نمی‌آورید، قطع کنید؛ این کار را نکنید و به جای آن از جمله‌ای برای توصیف آن مفهوم استفاده کنید. این به شما کمک می‌کند خلاق‌تر شوید. اگر احتمالا موقع حرف‌زدن قلم و کاغذ در دسترس دارید، کلمات و عبارت‌هایی را که فراموش کرده‌اید یادداشت کنید. بعدا می‌توانید آنها را جست‌وجو کنید و در مکالمات آینده از آنها استفاده کنید.

فقط کافی است با لذت این تمرین‌ها را انجام بدهید، آن وقت است که می‌بینید بدون اینکه خودتان متوجه باشید، صحبت کردن‌تان هم بهتر می‌شود.

۶. همه چیز را بدون فکر‌کردن ترجمه کنید
این تمرینی است که می‌توانید در بخش‌های مختلفی از زندگی روزمره‌ی خود از آن استفاده کنید، درست مانند تمرین مستند تلویزیونی. وقتی این کار را دائما انجام می‌دهید، برای شما عادت می‌شود. عادت خیلی خوبی است، نه؟ برای مثال دارید رانندگی می‌کنید و تابلوی تبلیغاتی را می‌بینید که جمله‌ای جالب روی آن نوشته شده. ببینید که می‌توانید آن را ترجمه کنید و جمله‌ی انگلیسی خود را با تلفظ درست بلند بخوانید.

فراموش نکنید اگر کمک لازم داشتید از برنامه‌هایی که به شما معرفی کردیم، استفاده کنید!

درست مانند قبل، این کار را می‌توانید برای موقعیت‌های مختلف انجام بدهید. ببینید که در طول روز چقدر می‌توانید این تمرین‌ها را انجام بدهید تا بالاخره موفق شوید مهارت‌ مکالمه انگلیسی خود را تقویت کنید و در مسیر هرچه روان‌تر صحبت کردن گام بردارید. 

 

روش هایی برای بهبود مکالمه زبان انگلیسی بدون پارتنر :

 

۱. به زبان انگلیسی فکر کنید

گاهی اقات صحبت کردن درباره‌ی یک موضوع به انگلیسی سخت نیست، بلکه مشکل در خصوص فکر کردن درباره‌ی آن است.

چنانچه به زبان مادری، فکر می‌کنید اما صحبت کردن شما به انگلیسی است مدام در ذهن خود مجبور به‌  ترجمه هستید.‌ البته که  ترجمه کار ساده‌ای نیست! حتی افرادی که به چند زبان مسلط هستند در هنگام تعویض زبان دچار مشکل می‌شوند.

راه حل این مشکل این است که به انگلیسی فکر کنید. شما می‌توانید این کار را در هر مکان و در هر زمان انجام دهید. پس در تمام افکار روزمره‌ی خود، از سفارش غذا گرفته تا تصمیم گیری‌های دیگری از انگلیسی فکرک ردن استفاده کنید. حتی سعی کنید برای پیدا کردن‌ ترجمه‌ی لغات از یک دیکشنری انگلیسی به انگلیسی استفاده کنید. استفاده از زبان مادری در‌ ترجمه‌ی لغات انگلیسی به هیچ عنوان پیشنهاد نمی‌شود. با انگلیسی فکرک ردن، پس از مدتی متوجه خواهید شد که زبان انگلیسی شما تا حد بهتر شده است.

۲. با خودتان انگلیسی صحبت کنید.

هر زمان که در منزل بوده یا در محیط دیگری تنها هستید می‌توانید با خودتان انگلیسی صحبت کنید.

اگر قبلا به زبان انگلیسی فکر کرده‌اید، این باز سعی کنید با صدای بلند همان افکار را بازگو کنید. انگلیسی صحبت کردن با صدای بلند، حتی اگر کسی نباشد که اشتباهات شما را اصلاح کند به شما کمک خواهد کرد که راحت‌تر انگلیسی صحبت کنید.

۳. از یک آینه استفاده کنید

هر زمان که می‌توانید، چند دقیقه در مقابل آینه بایستید و با خود صحبت کنید. به این منظور، موضوعی را انتخاب کرده و حدود ۲ تا ۳ دقیقه درباره‌ی آن صحبت کنید.

فایده‌ی تمرین کردن ان است که در هنگام صحبت کردن، دهان صورت و حرکات بدنی خود را تماشا می‌کنید. علاوه بر این، این کار باعث می‌شود که هنگام صحبت کردن با دیگران خبره و وارد به نظر بیایید!

۲ تا ۳ دقیقه بدون توقف صحبت کنید. چنانچه معادل انگلیسی کلمه‌ای را نمی‌دانید، آن را به شیوه‌ای دیگر بیان کنید. پس از پایان مکالمه ۲ تا ۳ دقیقه‌ای خود می‌توانید به دنبال معادل انگلیسی کلمه‌ی مورد نظر بگردید. این تمرین به شما کمک خواهد کرد تا معنی کلماتی که نمی‌دانید را پیدا کنید.

۴. به روان بودن مکالمه تمرکز کنید نه دستور زبان!

معمولا هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی، چند بار متوقف می‌شوید؟

هر چه تعداد دفعات توقف شما بیشتر باشد، اعتماد به نفس و راحتی شما کم‌تر خواهد شد. پس هنگام تمرین مکالمه در آینه، بدون توقف و مکث بین کلمات، خود را به چالش بکشید.

ممکن است جمله‌بندی‌های شما از نظر دستور زبان و گرامر کاملا درست نباشند اما عیبی ندارد. چنانچه به جای دستور زبان، بر روان بودن مکالمه تمرکز کنید، منظور شما بهتر درک خواهد شد. ضمن این که با ادامه‌ی این تمرین می‌توانید قوانین گرامر و واژگان را بهتر یاد بگیرید.

۵. عبارت‌های زبان پیچ را امتحان کنید.

زبان پیچ‌ها مجموعه‌ای از کلمات دشوار و شبیه هم هستند که به سرعت گفته می‌شوند. برای مثال، یک نمونه‌ی زبان پیچ در انگلیسی این جمله است: The thirty-three thieves thought that they thrilled the throne throughout Thursdayسعی کنید آن را چند بار تکرار کنید! البته که کار آسانی نیست.

۶. گوش بدهید و تکرار کنید

آیا برنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی انگلیسی زبان را تماشا می‌کنید؟ از این ابزارها برای بهبود روان شدن مکالمه‌ی خود استفاده کنید. قسمت کوچکی از یک نمایش را انتخاب کرده و خط به خط آن را تکرار کنید. سعی کنید لحن، سرعت و حتی لهجه‌ی خود را مطابقت دهید. مهم نیست در این میان چند واژه‌ای را هم از قلم بیاندازید بلکه مهم این است به گفتگو ادامه دهید. سعی کنید صدای شما مشابه گویندگان بومی باشد!

۷. به استرس صداها توجه کنید

در زبان انگلیسی، بخش‌هایی از کلمات و جملات با فشار و تاکید بیشتری تلفظ می‌شوند.

برای شناسایی استرس‌های کلمات به صحبت کردن گویندگان بومی توجه کنید و سعی کنید همانند آن‌ها تکرار کنید.

این کار نه تنها به شما کمک می‌کند که به خوبی صحبت کنید بلکه سوء تفاهم‌های زبانی را هم کاهش می‌دهد. گاهی اوقات قرار دادن استرس اشتباه بر روی یک هجا، معنی کل کلمه را تغییر می‌دهد.

۸. آهنگ‌های انگلیسی بخوانید

خواندن آوازهای مورد علاقه در زبان انگلیسی کمک می‌کند که بیشتر مسلط بشوید. در ابتدا می‌توانید از اهنگ‌های تیلور سویفت و جیسون مرز شروع کنید. چنانچه بخواهید خود را وارد چالش سخت‌تری کنید، رپ را امتحان کنید!

رپ یک راه عالی برای تمرین انگلیسی است زیرا اغلب عبارات به صورت جملات منظم گفته می‌شوند. با این حال، ریتم آهنگ‌های رپ، قوی‌تر و سریع‌تر است. در این میان برخی از کلمات ممکن است معنادار به نظر نرسند اما اگر هم‌صدا با یک رپر ادامه دهید، می‌توانید زبان انگلیسی خود را روان‌تر کنید.

۹. از هر کلمه، کلمه‌ی جدید یاد بگیرید

با یاد گرفتن فرم‌های مختلف هر کلمه، یادگیری انگلیسی را برای خود ساده‌تر کنید. این کار را به خصوص در زمانی انجام دهید که می‌خواهید واژگان جدیدی یاد بگیرید. به عنوان مثال، چنانچه کلمه‌ی Write را یاد گرفتید در کنارش کلمات Wrote وWritten را هم بیاموزید.

قرار دادن شکل درست هر کلمه در جملات بسیار مهم است. این دانش به صحبت کردن شما بسیار کمک خواهد کرد.

۱۰. به جای یادگیری کلمات، عبارت‌ها را یاد بگیرید

ممکن است بخشی از زبان انگلیسی را با گرامر درست و واژگان صحیحش یاد گرفته باشید در حالی که یک انگلیسی زبان نیتیو یا بومی به این شکل صحبت نمی‌کند.

برای مثال شما می‌گویید: «how do you feel today» در حالی که یک انگلیسی زبان می‌گوید: «how’re you doing» یا «what’s up» یادگیری این  اصطلاحات و عبارت‌ها باعث می‌شوند که انگلیسی صحبت کردن شما طبیعی‌تر به نظر برسد.

۱۱. از عبارت‌های مرسوم‌تر استفاده کنید

در هنگام صحبت به زمان مادری خود از چه عبارت‌هایی بیشتر استفاده می‌کنید؟

در خصوص زبان انگلیسی هم سعی کنید تا از کلمات و عبارت‌های رایج‌تر استفاده کنید. دانستن این کلمات در انگلیسی کمک خواهد کرد که انگلیسی را به خوبی زبان مادری خود صحبت کنید.

۱۲. هدف خود را از یادگیری زبان انگلیسی مشخص کنید

آیا به دلیل خاصی به دنبال یادگیری زبان انگلیسی هستید؟ برای مثال ممکن است هدف شما از یادگیری زبان انگلیسی کار کردن در یک شرکت انگلیسی زبان باشد. در این صورت، تمرین انگلیسی به شما کمک خواهد کرد تا مصاحبه‌ی بهتری از خود ارائه دهید. آیا می‌خواهید برای دیدن دوستان خود به آمریکا سفر کنید؟ بنابراین نوع یادگیری انگلیسی شما با حالت قبل تفاوت خوهد داشت.

۱۳. سخت نگیرید!

در یادگیری مکالمه‌ی روان انگلیسی، می‌توانید بهترین دوست یا بدترین دشمن خود باشید. می‌دانیم که سخت است اما هنگام انگلیسی صحبت کردن خود نباید نگران شوید. پس آرامش خود را حفظ کنید.

چنانچه در حین صحبت کردن گیج شدید یک نفس عمیق بکشید و ادامه دهید. اگر مجبور شدید، شمرده‌تر صحبت کنید. کمی به خود زمان بدهید و به جمله‌ی بعد فکر کنید.

۱۴. به زبان انگلیسی برای خود داستان بگویید

یک راهکار جالب برای یادگیری زبان انگلیسی این است که داستانی را که به خوبی می‌دانید، به زبان انگلیسی تعریف کنید. به یاد داشته باشید که هنگام بازگویی داستان، فکر کردن‌تان هم به زبان انگلیسی باشد. ضمن این که به جای دستور زبان صحیح به روان صحبت کردن خود توجه کنید. هر جمله از داستان را بلند برای خود بگویید.

در نهایت، حتی اگر هیچ کسی را ندارید که به زبان انگلیسی با شما صحبت کند، باز هم می‌توانید با اعتماد به نفس و تمرین، مهارت مکالمه‌ی انگلیسی خود را تقویت کنید.

در بعضی موارد، تمرین صحبت کردن با خودتان، فراگیری این مهارت را ساده‌تر هم می‌کند!

refrence: https://www.chetor.com/59653

https://www.724press.com/social/8053


منبع این نوشته : منبع
انگلیسی ,زبان ,صحبت ,استفاده ,می‌توانید ,تمرین ,زبان انگلیسی ,استفاده کنید ,مکالمه زبان ,صحبت کنید ,انگلیسی صحبت ,برای تمرین مکالمه ,بودن مکالم

موضوع: دانشجوی دکترای لاف-گاف

#درد دل

 

#سوگند بنده: خدا گواه است که ذره ایی غرور در مورد دانش خود ندارم چون میدانم هنوز در الفبای کلاس اول هم مشکل دارم چه رسد به این که هنوز بدانم فلسفه اصلا چیست! بنابراین بعد از خواندن این دل نوشته عاجزانه خواهش دارم صادقانه قضاوت کنید.سپاسگذارم.

#شرح موضوع: 
مدتی بود که به خاطر بحث در مورد یک سری مسائل فلسفی با یکی از دانشجویان دکتری دانشگاه، کاملا در اغما و افسردگی به سر میبردم. 

میدانید چرا؟ چون ایشان قبل از اینکه بحثی بکنیم یا اگر من از او سوالی در جایگاه شاگرد و ایشان در جایگاه استاد! میپرسیدم قبل از دادن هر پاسخی مرا به دو چیز متهم میکرد: یکی اینکه تو هنوز مفاهیم اولیه خیلی ساده فلسفه را بلد نیستی و آنها را اشتباه فهمیده ایی. بنابراین مرا به کتاب هایی که بیش از پنج بار خوانده و با دوستانم مباحثه کرده بودم حواله میداد. و دوم اینکه تو عمر خودت را تلف کرده ایی هرچه یاد گرفته ایی بر باد فنا است. و سوالات مرا بی پاسخ رها میکرد.

بعد از این صحبت ها به خاطر اینکه به این بزرگوار اطمینان کرده بودم سخنانش در من اثر بسیار دلخراشی بر جا گذاشت و کلا از تمام تلاش های خود نا امید شده بودم. به دلیل حجم عظیمی از تعاریفی که از او در افواه دانشجو و استاد پیچیده است.

تا اینکه مطلع شدم با برخی از دوستان هم چنین برخوردی داشته است.

بنابراین تصمیم گرفتم (به جان خود و مادرم قسم که اصلا قصد سنجش علمی ایشان رانداشتم چون کاملا آگاه هستم که پرسش از کسی برای سنجش علمی او کاملا امری غیر شرعی و غیر اخلاقی است بلکه فقط و فقط برای اینکه ظن خود را در مورد دانش خود به یقین برسانم که آیا اگر ایشان راست میگوید زودتر برای این بلای خانمان سوزی که سرم آمده فکری بکنم و اگر خلاف آن ثابت شد به این مسیرم همچنان با توکل بر خدا با سرعت ادامه بدهم.) که از او دو سوال بسیار بسیار ساده، که حتی دانشجوی ترم دو فلسفه با کمی تفکر به آنها پاسخ میدهد و مطمئنما شما هم بعد از خواندن، آنها را پیش پا افتاده میدانید از او با ترفندی که پاسخ را از زیر زبانش بیرون بکشم پرسیدم. 

اما سوال های من و پاسخ ایشان:
(نپرسید به چه نحوی پاسخ را از زیر زبانش بیرون کشیدم.)

سوال اول:

بنده: معقول ثانی فلسفی دارای مابه ازای عینی در خارجه؟ یا منشاء انتزاع داره؟ 

دکتر : خخخخ چه غلطا اول تو به  من بگو معقول ثانی فلسفی چیه تا حالا ببینم اگه بلد بودی تا جوابتو بدم. 

بنده: خیلی ساده و خلاصه بگم معقول ثانی فلسفی مفهومیه که از سنجش و مقایسه دو شی که وجود یکی از اونها به دیگری وابسته اس به دست میاد مثل علت و معلول.

(حالا جواب اوشون)
دکتر: صب کن ببینم. چی... یه بار دیگه بگو. خاک بر سر این دانشگاه بکنن که بودجه صرف تو و امثال تو میکنن. اوضات خرابه به خدا نه نه برو فلسفه رو از صفر شروع کن . وا مصیبتا.

بنده: جدی میگی؟ 

ایشان: پ ن پ. من با استاد راهنمام هم شوخی نمیکنم تو که ...شم نیستی. اصلا صب کن تو یه جا بیار که این تعریف اورده باشه تا من اسم خودمو عوض کنم.( در پایان متن آورده شده.)
خب اما حالا یه رحمی بهت میکنم و جوابتو میدم هرچند جواب منو ندادی. معقول ثانی فلسفی دارای مابه ازاء عینیه. 

بنده: (البته تو دلم-- کلا گیرپاژ کردم خلاصه.)

سوال دوم:

بنده: خب اصلا اینو ولش کن. ممنون از پاسخ خوبت حالا دکتر من مدتیه گیر کردم که مفهوم جوهر معقول ثانیه یا جز مفاهیم اولی؟ (دوستان در نظر داشته باشید که فلاسفه اسلامی جوهر رو به خاطر اینکه قائل به وجودش درخارج هستن و جزء مفاهیم اولیه است چون در خارج به قرار معلوم وجود و ما به ازای عینی داره اما ما حس جوهر یاب نداریم باید با عقل ثابت بشه. حالا) 

 

دکتر: خدایای من. آقای خسروانی من کار دارم. برم ببخشید.
 
بنده: صب کن یه ل... ن... واس...

دکتر: آقا شما مارو مسخره گیر اوردی. بدبخت من رساله ارشدم همش رو معقول ثانی فلسفی بوده. دو سال فقط رو تفسیر نظر فارابی رو موجود و معقول ثانی فلسفی کار کردم.
خیلی بی ادب و .... هستی.

من: (نزدیک میشوم دست در گردنش بیاندازم و به خاطر هیچ از او معذرت خواهی کنم و او میگوید نکن آق... نه ولم ...)

دکتر: خب باشه  هرچند کلا تو فلسفه مسیرو اشتباه اومدی و همه رو چپکی یاد گرفتی اما صب کن بگم. اصلا اول نظر خودت چیه؟

بنده: (در نظر داشته باشید که من به جواب این سوال ساده کاملا واقفم اما قرار است که با امتحان دکترجان، ظنم را در مورد خودم به یقین تبدیل کنم. پس الان مجبورم پاسخ اشتباهی را بدهم که اگر او حرف مرا تایید کرد که فبها المقصود و به آرامش میرسم. و اگر جواب مرا رد کرد باید فکری به حال خودم بکنم.) خب دکتر جان به نظر من مفهوم جوهر معقول ثانی فلسفیه.

(خوب بریم سراغ جواب دکتر.)
دکتر: تو که جواب صحیحو میدونی مرض داری  وقت منو میگیری! ها! اصلا چی باعث شده این سوال ساده رو از من بپرسی درحالی که خودت جوابشو میدونی‌.

بنده: واقعا دکتر راست میگی. ممنون از جواب عالیی که دادی.

(منظور از جواب در اینجا یعنی اینکه ظنم به یقین تبدیل شد و به خودم صد برابر امیدوار شدم که با عزمی راسخ به همین مسیر خودم ادامه بدم. و صد افسوس و ناراحتی از اینکه این آقا و امثال او که ساخت دست اساتیدی مثل خودشان هستند فردا پس فردا با پارتی و زبان بازی استاد میشوند و ذهن دانشجوی طالب علم دانشگاه های معتبری مثل تهران، علامه، بهشتی و ... را پر از اغلاط والفواحش میکند. و داوری مجلات را هم به اینها میدهند.)

 

#نکات اخلاقی و روانشناسانه این داستان واقعی که دو روز پیش درصحن دانشگاه برایم اتفاق افتاد:

 

۱.هرگز به قمپزهای پوشالین یک دانشجوی ارشد یا دکتری اهمیت ندهید.هرگز.

۲. اگر دانشجوی ارشد یا دکترایی را دیدید که مثلا در مورد اساتیدی مثل بزرگواران: دینانی، جوادی، مصطفی مصباح، و ... میگوید: اصلا اینا فیلسوف نیستن. اینا اگه من باهاشون بحث کنم شونصد ایراد ازشون میگیرم. کلا کم میارن در مقابلم.

در مقابلشان سکوت کنید و آنها را در جهل مرکبشان باقی بگذارید. زیرا وقتی آنها آن اساتید را قبول ندارند شما که بند کفششان هم محسوب نمیشیوید.

۳. اگر دانشجویی دیدید که میگوید: بابا فلسفه اسلامی کلا منسوخ شده الان فلسفه یعنی فلسفه تحلیلی. 
بلافاصله بپرسید: اصلا شما به من بگو فلسفه تحلیلی چیه و چند قسم و یه مثال برای من بزن. راه قمپز او را سد کنید.زیرا فلسفه تحلیل دارای بیش از پنج شاخه است و هرکدام روش خاص خود را دارند. 

۴.به خودتان و تلاشهایتان امیدوار باشید و با عزمی راسخ و مانع شکن به مسیرتان ادامه دهید و پا بر روی گنده دماغی های بیماران روحی وروانی مثل دکتر داستان ما بگذارید و رد شوید.

 

نویسنده: حمید خسروانی
 


منبع این نوشته : منبع
دکتر ,فلسفه ,اینکه ,معقول ,بنده ,اصلا ,معقول ثانی ,ثانی فلسفی ,داشته باشید ,جوهر معقول ,سوال ساده ,ثانی فلسفی دارای

نظریه توصیفات برتراند راسل (پادشاه کنونی فرانسه طاس است)

یکی از دوستان کانال در مورد جمله ی ( پادشاه کنونی فرانسه طاس است) که اولین بار توسط راسل در مقاله ایی که جلوتر توضیح خواهم داد بیان شده است خواسته اند که در مورد جایگاه آن در منطق جدید توضیح بدهم. که بنده باذکر مقدمه ایی کوتاه و توضیح مختصر اما قابل فهم، آن را بیان میکنم و برای مطالعه ی تفصیلی شمارا به مقاله ایی که برای دانلود گذاشته ام ارجاع میدهم.

مقدمه:

برتراند راسل مقاله ایی را در سال 1905 به اسم (در باب دلالت/ On Denoting) انتشار میدهد. که بعد از صد و یازده سال برای اولین بار ترجمه ی آن توسط آقای رضا دهقان دانشجوی ارشد فلسفه ی منطق دانشگاه تربیت مدرس در مجله دانشگاه انتشار پیدا میکند.

توضیح:

بعضی از عبارات هستند که ما وقتی آن را تحلیل گرامری میکنیم دارای موضوع، محمول ورابطه اند. مثلا جمله  (پادشاه فعلی فرانسه طاس است.) پادشاه کنونی فرانسه (موضوع) است و طاس است نیز (محمول). اما همه ما میدانیم که فرانسه اصلا پاشاهی ندارد که طاس نیز باشد اما از یک طرف این قضیه معنادار نیز هست درحالی که پادشاه فرانسه ایی نیز وجود ندارد. حال سوال میشود آیا این قضیه کاذب است یا صادق؟ اگر بگوییم صادق است که اصلا پادشاه کنونی فرانسه ایی وجود ندارد که طاس باشد. و اگر بگوییم کاذب است  پس چرا معنی دارد و آن را می فهمیم؟ خب اینجا دچار تناقض میشویم که راه حل چیست؟

راسل برای حل چنین تناقضاتی نظریه (توصیفات) خودرا را ارائه داد و در آن بیان داشت که بعضی عبارات مانند (پادشاه کنونی فرانسه طاس است) از نظر منطقی موضوع و محمول ندارند و در واقع قضیه ی اتمی نیستند که دارای موضوع و محمول باشند. بلکه (پادشاه کنونی فرانسه) که ما به اشتباه موضوع میدانیم، محمول است و (طاس است) نیز یک عبارت توصیفی است که کمیت قضیه را مشخص میکند و دراینجا کمیت (حداقل وحداکثر یک چیزی وجود دارد) میباشد. و گفت این قضیه وقتی به صورت منطقی بیانش کنیم به سه گزاره تجزیه و تحلیل میشود.

اولا: حداقل یک کسی هست که پادشاه کنونی فرانسه است.

ثانیا: و حداکثر یک کسی هست که پادشاه کنونی فرانسه است.

ثالثا: و آن یک نفر طاس نیز میباشد.

شکل فرمولی آن این است:(Ex) (Ax  ۸  Bx ۸ Cx) البته E را که علامت قضیه وجودیه است به صورت چپی فرض کنید چون شکل صحیح آنرا در صفحه کلید پیدانکردم.

سپس وقتی صدق و کذب قضیه اول را بررسی میکنیم می بینیم که کاذب است و نماد ریاضی آن (0) است زیرا پادشاه کنونی فرانسه ایی وجود ندارد و همه ما به این مسئه آگاهی داریم وشکی در آن نیست. و وقتی قضیه اول کاذب یا صفر است، و صفر ضرب در هر عددی شود مساوی با صفر است و اگر دوتا قضیه بعدی چه هردو کاذب(0) باشند و چه صادق باشند(1) و چه یکی کاذب و یکی صادق، صفر اولی ضرب در آنها میشود و کل سه قضیه را کاذب میکند. در نتیجه قضیه (پادشاه فرانسه طاس است) کاذب است. و اینگونه راسل تناقض اینگونه عبارات را حل میکند.

برای مطالعه تفصیلی به خود مقاله راسل که توسط آقای دهقان ترجمه شده و در ذیل برای دانلود گذاشته شده مراجعه شود.

دانلود مقالهدریافت
حجم: 2.85 مگابایت
توضیحات: مجله دانشگاه تربیت مدرس. همرا با ترجمه مقاله ی (درباب دلالت) برتراند راسل.

 

توضیح: حمید خسروانی


منبع این نوشته : منبع
فرانسه ,پادشاه ,قضیه ,کنونی ,کاذب ,راسل ,پادشاه کنونی ,کنونی فرانسه ,برتراند راسل ,وجود ندارد ,مجله دانشگاه ,پادشاه کنونی فرانسه ,برای دانلود گذ

تصاویر الهام بخش فلسفی. راسل

                        

 

 

                            

 

نفوذ خواسته هایمان بر باورهایمان یک مسئله ی مشترک فهم و مشاهده است، اما ماهیت این نفوذ عموما اشتباه تصور می شود. فرض بر این است که توده ی عظیمی از اعتقادات ما از برخی زمینه های منطقی  به دست می آید و این میل فقط یک نیروی مزاحم گاه به گاه است. دقیقا  مقابل این (نظر)  نزدیکتر به حقیقت خواهد بود: توده های عظیمی از باورهایی که در زندگی روزانه مان ما را تسخیر کرده اند ، صرفا دنباله روی تمایلمان است، که توسط شوک بی ادبانه ی واقعیات  در اینجا و آنجا، در نقاط جداگانه، اصلاح شده اند. انسان اساسا یک رویاپرداز است، بیداری (منظور آگاهی از واقعیت ها) گاهی اوقات به صورت جزئی، در جهان خارج یک عنصر مزاحم است، که دوباره به سرعت با شادی از خواب رویاها، سپری میشود.

 

برتراند راسل، "رویاها و واقعیات"، مقالات اسکپتیکال.

 

ترجمه: حمید خسروانی

 

 

 

 


منبع این نوشته : منبع
است،

تعاریف مختلف فلسفه

:There are various definitions for philosophy, including

 

.Wittgenstein says: Philosophy is a battle against the charm of mind by language

 

.Aristotle: The philosophy is science to the beings from which they exist

 

In the history of Islamic philosophy: Philosophy is the science of the existing Being. In Aristotle's opinion, of course, recall we can not imitation in intellectual concepts, meaning, if two people have achieved something through reason, one can not say that they imitated one another, but they both understand one concept

 

.Kant: Philosophy is the rational identification that comes from the concepts

 

.Plato: The philosophy is pleasure of cherished. The origin of philosophy is a surprise against the world

.Fiesta: Philosophy is the science of science or science of knowledge

 

.Hobart: Philosophy is the analysis of rational meanings

 

.Modern Philosophy: Philosophy is a fluid and changeable way of studying phenomena and thoughts

 

تعاریف مختلفی برای فلسفه وجود دارد شامل:

 

ویتگنشتاین می‌گوید: فلسفه نبردی علیه افسون‌زدگی ذهن توسط زبان است.

 

ارسطو: فلسفه علم به موجودات است از آن جهت که وجود دارند.

 

در تاریخ فلسفه اسلامی: فلسفه عبارت است از علم به موجود بماهو موجود، که همان نظر ارسطوست-البته به یاد داشته باشیم در مفاهیم عقلی، تقلید ممکن نیست. یعنی اگر دو شخص از راه عقل به چیزی دست یافتند، نمی‌توان گفت که یکی ازدیگری تقلید کرده، بلکه هر دو یک مفهوم را درک کرده‌اند.

 

کانت: فلسفه معرفت عقلانی است که از راه مفاهیم حاصل شده باشد.

 

افلاطون: فلسفه لذتی گرامی است. خاستگاه فلسفه، شگفتی در برابر جهان است.

 

فیشته: فلسفه علمِ علم یا علم معرفت است.

 

هربارت: فلسفه تحلیلِ معانی عقلی است.

 

فلسفه مدرن: فلسفه یک روش سیّال و تغییرپذیر در مطالعه پدیده‌ها و افکار است.

 

ترجمه: حمید خسروانی

 

 


منبع این نوشته : منبع
philosophy ,فلسفه ,science ,they ,philosophy philosophy

فرض های وجود

 وقتی به یک مفهوم فکر میکنیم، یا به یک شی نظر میکنیم در عالم فلسفه برای آن مفهوم یا شی ۴ وجود فرض ‏می کنیم که  آنهارا با لغات معادل آنها در ذیل مشاهده می فرمایید:‌‎ ‎

 

‏۱.‏ fact‏:  امر واقع (یعنی حقیقت آن مفهوم یا شی /آنگونه که هست)‏


‏۲ . ‏language ‌‏: امر زبانی (در عالم زبان وجود دارد.)‏


‏۳ . ‏subjective‏: امر ذهنی (در عالم ذهن وجود دارد)‏


‏۴ . ‏objective:‌‏ امر عینی (در عالم خارج وجود دارد اما حقیقت آن نیست.)‏


 

 


منبع این نوشته : منبع
وجود ,عالم ,مفهوم ,وجود دارد

تصاویر الهام بخش فلسفی inspirational pictures philosophical

زمانی که داری لذت میبری، زمان تلف نشده است. (برتراند راسل)

 

 

 

 

 

The secret to happiness is to face the fact that the world is horrible.

Bertrand Russell Television interview on his 92nd birthday, 1964))

 

راز خوشبختی این است که با این واقعیت مواجه شوید که جهان وحشتناک است.

برتراند راسل (مصاحبه تلویزیونی در روز تولد 92 سالگی، 1964)

 

 

 

 

 

 

توهم، یک واقعیت است نه خطا. آنچه خطاست قضاوتی است که بر پایه ی آن صورت میگیرد. (برتراند راسل)

 

 

 

ترجمه: حمید خسروانی

 

 

 


منبع این نوشته : منبع
راسل ,برتراند ,برتراند راسل